قم
← همه اخبار
حجت الاسلام سید محمد بابامیری: شعر دفاع مقدس ریشه در فرهنگ، دین و آیین مردم دارد

حجت الاسلام سید محمد بابامیری: شعر دفاع مقدس ریشه در فرهنگ، دین و آیین مردم دارد

۶ مهر ۱۳۹۹کد خبر: 133470۱

سید محمد بابامیری از سال 1375 شعر را با سرودن نوحه در قم آغاز کرد.او سال‌ها در فضای دفاع مقدس قلم‌زده و آثار موفق و ماندگاری را در این حوزه برجای گذاشته‌است. به بهانه هفته‌ی دفاع مقدس سراغ سید محمد بابامیری رفتیم تا با آثار و افکار او در عرصه دفاع آشنا شویم.

 

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان قم، سید محمد بابامیری از سال 1375 شعر را با سرودن نوحه در قم آغاز کرد. تنها اثر چاپ شده‌ی او کتاب «بیرقی بر شانه‌های باد» است که توسط انتشارات آرام دل منتشر شده‌است. او سال‌ها در فضای دفاع مقدس قلم‌زده و آثار موفق و ماندگاری را در این حوزه برجای گذاشته‌است. به بهانه هفته‌ی دفاع مقدس سراغ سید محمد بابامیری رفتیم تا با آثار و افکار او در عرصه دفاع آشنا شویم.

 

شما از چه سالی به صورت حرفه شروع به سرودن کردید؟

به صورت ابتدایی و آماتور از سال 1375 شعر را با سرودن نوحه آغاز کردم، اوایل دوران طلبگی‌ام بود و تازه برای بعضی از مداحین نوحه می‌گفتم.

 

برای چه کسانی؟

به خاطر دارم آن اوایل روی سبک‌هایی که حاج منصور ارضی، حاج سعید حدادیان و... می‌خواندند برای سید مهدی میرداماد و مداحان دیگری نوحه می‌گفتم.

 

چه اتفاقی افتاد که از سرودن نوحه به شعر کلاسیک روی آوردید؟

یکی دو سال بعد یکی از دوستان مداحم –سعید لطفی- به من گفتند آقای مجاهدی را می‌شناسید؟ گفتم بله اسمشان را شنیدم. گفت می‌خواهی برویم جلسه ‌ایشان؟ گفتم بله! یکشنبه شب بود، در یک غروب سرد زمستانی، من تازه عروض را یاد گرفته بودم و یک غزل گفته بودم با مطلع:

«باز هم از کرمت بر دل من کن گذری

بر سرا پرده‌ی عشاق بفرما نظری» و...

آن شب همه شعر خواندند و من هم با تعجب همه را نگاه می‌کردم.

 

در ذهنتان هست که چه کسانی آن شب حضور داشتند؟

بله تا حدودی، مرحوم شریف صادقی بود، مرحوم آذری بیگدلی بود، آقای اعرابی و حاج علی خالقی هم بودند.

در خاطرم هست که آن شب شعر نخواندم اما آخر جلسه به سعید گفتم من خجالت می‌کشم، لطفا شعرم را بده به استاد مجاهدی و نظرشان را بپرس. سعید هم این کار را کرد. داشتم از یک گوشه خانه استاد را می‌دیدم و ترس داشتم که نظرشان درباره کار من چیست. استاد مجاهدی با کمال فروتنی و تواضع تشویق کردند. اگر تشویق‌های آن شب استاد نبود شاید اصلا شاعر نمی‌شدم!

 

 آن سال‌ها جلسه‌ای به نام انجمن شعر شاهد داشتید، این انجمن کجا بود و مسئول آن چه کسی بود؟

سال 1378 حمیدرضا حامدی با من تماس گرفت و گفت ما یک انجمن درست کردیم به نام «شاهد». ظاهرا با تمام فرزندان شهید تماس گرفته بودند. مکان جلسه در مجتمع امام خمینی(ره) بود.  ابتدا 4، 5 نفر بودیم.

 

 از آن تعدادی که به جلسه می‌آمدند چه کسانی تا الان در فضای شعر مانده‌اند؟

من و سید جواد شرافت. من فوق العاده از حمیدرضا حامدی یاد گرفتم. ایشان پایه‌ی شعری من و سیدجواد را ساخت. زبان را با شعرهایش یاد گرفتم و...

در عرض یکی دو ماه بعد از حضور ما در «شاهد» آقای حامدی به ما گفت یک کنگره قرار است برگزار شود به نام «سوختگان وصل» که مسئول برگزاری آن سعید حدادیان است. موضوع کنگره «جانبازان شیمیایی» بود. من چند رباعی سرودم و سیدجواد هم یک غزل نوشت برای شهید علمدار. ارسال کردیم برای کنگره و از قضا من و سیدجواد هم برگزیده شدیم. بعد از آن، شعر برایم جدی تر از قبل شد. من تا آن روز نمی‌دانستم سعید حدادیان شاعر است، اما وقتی به کنگره رفتم فهمیدم سعید حدادیانِ شاعر بسیار از سعید حدادیان مداح، جلوتر است.

 

 چطور مگر؟

در جریان نبودم که این‌قدر در شعر نگاه گسترده‌ای دارد، نهایتا فکر می‌کردم شعرهایی دارد به زبان کهن. وقتی که رفتم آنجا و دیدم دارد درباره شعر سپید صحبت می‌کند برایم جالب بود.

 

از دوره‌ی اول سوختگان وصل خاطره‌ی خاصی دارید؟

این خاطره هیچ‌گاه از ذهنم پاک نمی‌شود؛ محمدسعید میرزایی روز اول کنگره آمد و سعید حدادیان خیلی گرم با میرزایی سلام علیک کرد. سعید میرزایی به واسطه‌ی دوستی با سعید حدادیان آمده بود و حتی شعر هم نسروده بود. حدادیان در هتل آن شب فقط یک سی دی به میرزایی داد که درباره جانبازان شیمیایی بود و گفت برو این سی دی را ببین، شاید توانستی چیزی بگویی. محمد سعید رفت در اتاق و در را بست و شروع کرد به دیدن آن سی دی. فردا صبح دیدیم با چشمانی قرمز از اتاق بیرون آمده به همراه یک شعر.

 

یادتان هست که آن شعر چه بود؟

-بله به نظرم آن شعر یکی از شاهکارهای محمدسعید میرزایی است.

ابیاتی از آن شعر این است:

زمانه خواست تو را ماضی بعید کند

ضمیر غائب مفرد کند، شهید کند

زمانه خواست که در خانقاه تاول‌ها

تو را مراد کند، درد را مرید کند

*

خدا نخواست سرت را فقط بگیرد، خواست

که ذره ذره تمام تو را شهید کند!

به نظر من این شعر چیزی جز عنایت نبود. این اولین کنگره‌ای بود که شرکت کردم. اما هنوز جلسات استاد مجاهدی را با جدیت ادامه می‌دادم و برای من مفید بود و اگر چیزی داشتم و چیزی دارم یک مقدار به جلسه استاد مجاهدی برمی‌گردد. با هیئات هم هنوز در ارتباط بودیم. سال بعد دومین «سوختگان وصل» را هم شرکت کردیم که با موضوع شهدای تفحص بود و برگزیده شدیم.

 

ماجرای آشنایی‌تان با سید مهدی حسینی و جلسه شعر ایشان چه بود؟

آقای حسینی را در جلسات مختلف دیده بودم. جلسه‌ای که سید مهدی حسینی آن زمان داشت در حوزه هنری بود، ساختمان حوزه هنری هم در خیابان هنرستان قرار داشت.

 

 چه کسانی آن زمان جلسه استاد حسینی می‌آمدند؟

من، سید مهدی رضوی، مرحوم امیرحسین مؤمنی و سیدجواد شرافت. بعد از گذشت زمان کوتاهی جلسه تبدیل شد به یک گعده‌ی ادبیاتی خوب که به جرئت می‌توانم بگویم این جلسه مقیدتر بودم تا جلسه استاد مجاهدی. جلسه آن زمان یا یکشنبه بود یا سه شنبه.

آن زمان آقای حسینی را در جلسات می‌دیدم و شاید هم ایشان نمی‌دانست که من شعر می‌گویم.

 

تاثیر استاد حسینی بر شعر شما چه بود؟

قبل از اینکه با سیدمهدی حسینی آشنا بشوم فکر می‌کردم مثلا عمق دریای شعر صد متر است ولی بعد از آشنایی تازه فهمیدم بالای پانصد متر است و این چهارصد متر اختلاف را آقای حسینی به من نشان داد.

سیدمهدی حسینی و حمید رضا حامدی فوق العاده در شعر به گردن من حق دارند و همیشه برای‌شان آرزوی سلامتی می‌کنم.

هیچ‌گاه به این قاب‌ها و تندیس‌ها دلخوش نکنید

 

 از شعرجوانان قم راضی هستید؟

بله، خدا را شکر در قم با کیفیت بالای آثار مواجه هستیم و این اتفاق مبارکی است اما به نظر من بهتر از این هم می‌توان بود. من شعرهای آیینی سیدعلی نقیب و غزل‌های عاشقانه‌ی محمد رفیعی را بسیار دوست دارم و می‌دانم این دو عزیز آینده روشن‌تری از اکنون‌شان در شعر خواهند داشت.

 

 شما برگزیده چندین کنگره‌ی دفاع مقدس بودید، آیا آثاری که در این حوزه خلق کردید محدود به همین کنگره‌ها بوده؟

الحمدالله توفیق داشتم که شعرهای بسیاری با موضوع دفاع مقدس بسرایم که در کنگره‌ها و جشنواره‌های متعددی هم مورد استقبال قرار گرفته‌است. بگذارید بگویم هیچ‌گاه به این قاب‌ها و تندیس‌ها دلخوش نکنید. برگزیده شدن یک اثر در کنگره‌ی فلان به هیچ وجه دلیل خوب بودن آن اثر نیست. ملاک نباید به به و تبارک الله باشد.

 

این اشعار را به صورت مستقل چاپ کردید؟

هنوز خیر، اما بسیاری از این آثار در مجموعه‌های پراکنده به چاپ رسیده‌است.

 

آیا صرف اینکه در شعری از کلماتی که نمادهای جنگی است مثل تیر، ترکش، خاکریز، سنگر و... استفاده بشود آن شعر، شعر دفاع مقدسی‌ست؟

دفاع مقدس نمادهایی مثل چفیه، اسلحه، پلاک و... را همراه خود دارد اما اینکه بیاییم تعدادی از این واژه‌ها را با پیمانه و کیل داخل شعر بریزیم تا شعر ما رنگ و بوی دفاع مقدس بگیرد را قبول ندارم، به خاطر اینکه شعر دفاع مقدس باید آرمان‌ها را ترویج کند نه نمادها را! نماد در درجه‌های بعدی قرار دارد. باید حواسمان باشد که برای آرمان‌هایی که ما داریم از آن‌ها می‌گوییم مردمانی جان دادند!

 

 

وقتی که پای عنصر پایداری در میان باشد دفاع مقدس شکل می‌گیرد

 

شعر دفاع مقدس به‌طور کلی چیست؟

شعر دفاع مقدس در ادامه شعر پایداری است اما برخی به اشتباه می‌گویند شعر پایداری در ادامه شعر دفاع مقدس است. در حقیقت این دفاع مقدس است که از دل پایداری بیرون می‌آید. وقتی که پای عنصر پایداری در میان باشد دفاع مقدس شکل می‌گیرد در غیر این صورت دفاع، مقدس نمی‌شود! بنابراین ایثار، شهامت، از خود گذشتگی و توجه به فرهنگ دینی شعر دفاع مقدس را می‌‎سازد. یک نکته را هم یادآوری کنم که شعر دفاع مقدس با شعر جنگ متفاوت است. در بسیاری از کشورهایی که درگیر جنگ بودند، شعر جنگ وجود دارد. شاعر با تحریک غرور ملی و میهن پرستی و حماسه، شعری را به نام شعر جنگ تولید می‌کنند که بتواند با آن روحیه‌ی سربازان و مردم را بالا ببرد. در حالی که شعر دفاع مقدس فراتر از این‎هاست. هدف و دغدغه‌ی شعر دفاع مقدس ریشه در فرهنگ، دین و آیین مردم دارد. که البته نماد دینی و اعتقادی و اسلام گرایی در شعر دفاع مقدس بسیار فاصله دارد با نماد میهن پرستی و ملی گرایی در شعر جنگ. وقتی ما از شعر دفاع مقدس صحبت می‌کنیم ناخودآگاه ذهنمان به سمت عاشورا، امام حسین(ع)، حضرت زینب (س)، ایثار، شهامت و شهادت می‌رود.

وقتی که می‌گوییم دفاع، در واقع داریم از یک استراتژی صحبت می‌کنیم که تهاجم و تجاوز را نمی‌پذیرد، بلکه دارد از یک حق مشروع به عنوان دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌های خودش صحبت می‌کند و همین رنگ تقدس به آن می‌بخشد.

 

چند سالی‌است که برخی از جریان‌های فکری و... سعی در حذف کردن شعر دفاع مقدس از دایره‌ی شعر آیینی دارند. به نظر شما شعر دفاع مقدس در دایره‌ی شعر آیینی قرار می‌گیرد؟

بله، اگر شعری حقیقتا استانداردهای شعر دفاع مقدس را داشته باشد چرا زیر مجموعه‌ی شعر آیینی نباشد؟ چون عناصر آن‌ها یکی هستند. ما با شنیدن دفاع مقدس به یاد عاشورا می‌افتیم، چون عاشورا هم یک دفاع مقدس بود، دفاع مقدسی از عقیده، دین، شرف و انسانیت. پس چرا شعر آیینی نباشد؟ در تعریف شعر آیینی گفته شده که اگر شعری از اندیشه و آیین برخاسته باشد، شعر آیینی است. شعر دفاع مقدس هم همین‌طور است. حالا اینکه چرا برخی از هیئت‌ها از این مهم فاصله گرفتند جای بحث دارد، می‌توان گفت به‌خاطر فقر اندیشه‌است و عدم درک و تحلیل درست است که بین این مضامین تفاوت قائل هستند. خیلی‌ها هستند که حسین(ع) می‌گویند اما نمی‌دانند که این حسینی که آن‌ها می‌گویند امام حسین(ع) نیست. لعنت بر یزید می‌فرستند اما در حقیقت حالا در بیعت با یزید هستند به‌خاطر سکوت. عده‌ای جاهلانه، یزید را یک شخص خاص می‌دانند که در زمان خاصی زندگی می‌کرده و دستور به قتل امام حسین (ع) داده، نمی‌دانند که مدام در طول تاریخ یزیدها آمده‌اند و رفته‌اند، به این توجه ندارند که باید یزید زمان را شناخت و با فرهنگ حسینی نگاه کرد و از آن درس گرفت.

 

 

شعر دفاع مقدس در دهه نود افتی ناگهانی پیدا کرد

 

شعر دفاع مقدسی که در دهه نود اتفاق افتاد دارای چه ویژگی‌هایی بود؟ آیا رو به جلو بود؟

حقیقت امر این است که من اشراف کاملی به شعر دفاع مقدس دهه نود ندارم اما همین‌قدر می‌دانم که راضی کننده نیست و باید بدون تعارف بگویم رو به قهقراست. ما با افول شعر دفاع مقدس در دهه نود مواجه بودیم، چیزی که در دهه‌ی هفتاد در اوج خودش بود و در دهه هشتاد نسبتا قابل قبول بود، در دهه نود افتی ناگهانی پیدا کرد. به نظرم دلیل آن هم این است که با تغییر نسل‌ها و کم شدن آگاهی‌ها نسبت به فضای دفاع مقدس عملا آثار خوب و ماندگار کمتر تولید می‌شود.

 

از نظرتان آسیب‌هایی که این فضا را تهدید می‌کند چیست؟

آقا در سخنرانی‌های اخیرشان فرمودند :«دفاع مقدس به شدت با خطر تحریف مواجه است». احتمال این وجود دارد که با گذشت زمان، نسل‌های آینده‌ی ما با دفاع مقدس بیگانه باشند یا فرهنگ دفاع مقدس به درستی به آن‌ها نرسیده باشد. بنابراین نیاز است که ما شاعران این نسل را با دفاع مقدس آشنا کنیم تا بتوانند آثار بهتری تولید کنند، ضمن اینکه «ما باید این‌کارها را انجام بدهیم» نفی تکلیف این شاعران نیست و خودشان هم باید از لحاظ مبانی فکری خود را تقویت کنند.

 

در طول سال‌هایی که از دفاع مقدس گذشته‌است، هنرمندان زیادی سعی در انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسل‌های بعد داشته‌اند. در این بین شاعران هم سهم زیادی داشتند، از نظر شما موفق‌ترین شاعرانی که توانسته‌اند با شعرشان به انتقال مفاهیم و مبانی فکری دفاع مقدس بپردازند چه کسانی هستند؟

قیصر امین‌پور به دلیل اینکه خودش در خانه و کاشانه‌اش جنگ را لمس کرده بود در شعر دفاع مقدس بسیار تأثیرگذار بود. شعر «شعری برای جنگ» قیصر یکی از آثار قابل دفاع در حوزه دفاع مقدس‌است. مرحوم سید حسن حسینی هم از شاعران اثرگذار این حوزه بود. علیرضا قزوه هم جزو کسانی بود که آثار ماندگار و درخشانی در این حوزه خلق کرد. من برخی از آثار حسین اسرافیلی را در حوزه دفاع مقدس می‌پسندم. بین شاعران جوان‌تر هم آن‌هایی که نزدیکی بیشتری با فضای جنگ و دفاع مقدس داشتند موفق‌تر بودند مثل حمیدرضا حامدی که خودش فرزند شهید است، دکتر عباس سودایی و ... .

من آثار دفاع مقدس سعید بیابانکی را از بهترین و جریان ساز ترین آثار دهه‌های اخیر می‌دانم. ایشان به هر حوزه‌ای که ورود داشتند موفق بودند.

 

به رسم حسن ختام ما را به یکی از شعرهایتان که در حال و هوای دفاع مقدس است، مهمان کنید.

چگونه دم نزنم از غم کبوترها

و از حکایت سنگ و شکستن پرها

 

همان حکایت ناگفته‌ای که روییده است

به شاخه شاخه خونین این سنوبرها

 

مگر قرار بر این است نامشان ماند

فقط میان ورق‌های سرد دفترها؟

 

نه! در مزار شهیدان هنوز هم جاری است

زلال آینه‌ی اشک گرم مادرها

 

سر مزار گُلش، گرم گفتگو شده‌است

دوباره مادری از تیره‌ی سنوبرها

 

شبیه زینب کبری حماسه می‌سازد

و تازه می‌شود از این شکوه، باورها

 

به پیش زخم نگاهم دوباره گل کرده‌است

هزار لاله میان خروش تندرها

 

چه بی‌خیال در این کربلای تنها، باز

نشسته‌ام به تماشای زخم خنجرها

 

چرا سکوت، یقینا گناه ما کم نیست

اگر دوباره به بالای نی رود سرها

 

قسم به گرمی خون کبوتران، ننگ است

که سرد سرد بمیریم بین بسترها

 

مصاحبه کننده: محمد متین کر

گالری تصاویر (۱)

حجت الاسلام سید محمد بابامیری: شعر دفاع مقدس ریشه در فرهنگ، دین و آیین مردم دارد
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://qom.hozehonari.ir/s/6DS7CP2

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: qom.hozehonari.ir