
نقد لب خوانی یک شاعر عاشق
«لبخوانی» سروده علی اصغر شیری، مجموعه غزلیست که شعرهای آن می تواند گاهی حال آدم را بهتر کند .
نویسنده: عباس صفری
«لبخوانی» سروده علی اصغر شیری، مجموعه غزلیست که شعرهای آن می تواند گاهی حال آدم را بهتر کند .در همین ابتداء ابیات زیر را باهم میخوانیم :
صبح دم لاله غزل خوان و صراحی در دست
صبح دم از نفس باغچه گل می روید
نازلی بهار خنده زد و ارغوان شکفت
گل داد یاس پیر پس از عمری انتظار
لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد
این جمله را به سوز غزلواره خواند و رفت
با خواندن ابیات بالا به راحتی به ذخیره دانشی ادبی شاعر پی میبریم، ابیاتی که هرکدام هم از دغدغههای شاعران پیشین سخن میگوید و هم خود حرف تازهای می زند. با این توصیفات و با خواندن این ابیات علیاصغر شیری میتواند هم حرف خودش را بزند و هم از غزلفکران یاد کند و اشعار آنان را زنده نگاه دارد.
دختری کوزه به دوش آمده دریا ببرد
دامن آبی او موج گرفته است در آب
حتی اگر به پای تو قربانیام کنند
من دست را به سینهی خنجر نمیزنم
شکفته سفرهی عقدت کنار مدفن من
شب عروسی تو یا شب عزای من است
این ابیات به راحتی نشان میدهد که شیری یک شاعر است و تفکری شاعرانه دارد و ادای شاعرها را در نمیآورد یا از راه شعر به دنبال شهرت نیست .
«لب خوانی» شیری غزلهایی دارد که هرکدام دارای تفکری شاعرانه هستند. در میان کلید واژههای این مجموعه " عشق " حرف اول را میزند . اگرچه اکثر غزلهای این مجموعه عاشقانه است، اما هرکدام مفهوم جدید و متفاوتی از عشق را به نمایش میگذارد و همین امر باعث متفاوت شدن این مجموعه با برخی از مجموعههای امروز شدهاست .
همانطور که در اولین بیت از اولین غزل این مجموعه گفته شده، شیری یک عاشق است و اشعار او بوی عشق میدهد.
عشق گاهی اتفاقی حلقه بر در میزند
هرکجا که عشق باشد شعر هم سر میزند
«لب خوانی» اشعار یکدستی دارد، اشعاری که اکثرا تحت تاثیر حسین منزوی است و زبانی نزدیک به او دارد. به راحتی می توان گفت زبان آن، زبانی کوچک شده از منزوی است. اکثرا اشعار او علاوه بر منزویزدگی، زبانی نزدیک به هم دارند .
«لب خوانی» شیری سی و پنج شعر دارد، سی و پنج شعری که همه غزل است . اشعار این مجموعه فراز و نشیبی ندارد و اکثرا یکدست و متوسط هستند. درکل این مجموعه از برخی از مجموعه شعرهای امروز بهتر ظاهر شدهاست .
در پایان یکی از غزلهای لبخوانی را لب خوانی می کنیم :
شاعر بدون درد به جایی نمیرسد
با واژههای سرد به جایی نمیرسد
روی درخت با نوک خنجر نوشتهاند
در این زمانه مرد به جایی نمیرسد
مرد تبر به دوش به من خیره مانده بود
گفت این درخت زرد به جایی نمیرسد
دنبال رد پای تو برگشتم از مسیر
گفتی که برنگرد، به جایی نمیرسد
دارم به روستای خودم کوچ میکنم
در شهر دورهگرد به جایی نمیرسد
مجموعه شعر «لبخوانی» برای نخستین بار در سال ۱۳۹۴ توسط انتشارت سوره مهر منتشر شده است. این کتاب در قطع رقعی با ۸۰ صفحه چاپ شدهاست.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: qom.hozehonari.ir