
محمد رضا آزاد مدرس دانشگاه:
هنر انقلاب هنر مردمی است
محمدرضا آزاد، کارشناس و پژوهشگر تئاتر، در گفتوگویی به مناسبت هفته هنر انقلاب به تعریف هنر انقلاب پرداخت و شاخصههای آن را برشمرد. در ادامه گفتگوی او با پایگاه خبری حوزه هنری قم را میخوانید.
محمدرضا آزاد، کارشناس و پژوهشگر تئاتر، در گفتوگویی به مناسبت هفته هنر انقلاب به تعریف هنر انقلاب پرداخت و شاخصههای آن را برشمرد. در ادامه گفتگوی او با پایگاه خبری حوزه هنری قم را میخوانید.
آقا آزاد، چه تعریفی از هنر انقلاب دارید؟ و آیا هنر انقلاب شاخصههایی دارد که آن را از دیگر هنرها متمایز کند؟
به نظرم وقتی از "هنر انقلاب" صحبت میکنیم میتوانیم دو رویکرد را در نظر بگیریم اول آنکه هنر انقلاب هنری است که تحت تاثیر انقلاب قرار گرفته و بر آمده از انقلاب است و دوم هنری که خوی انقلابی دارد و در حال ایجاد تحول و دگرگونی و انقلابیگری است.
بر همین اساس است که شاخصههای این هنر با هر کدام از این رویکردها با هم تفاوت و تقارنهایی خواهد داشت. در نوع اول ما باید ببنیم شاخصههای انقلاب چه بوده و چه چیزی به چه چیزی تبدیل شده و حال هنر میتواند متناسب با گفتمان جدید تغییر کند. در رویکرد دوم شاخصه هنر انقلابی آن است که در هنرمند، مخاطب و جامعه، شور و حال تغییر و ظلمستیزی را ایجاد نماید؛ خوی مبارزه با طاغوتها. هنر انقلاب هنر مردمی است، هنر جمعی است و هنری گفتمانساز است.

آیا هنر انقلاب تعریف پذیر است و هنر مستقل محسوب میشود؟
هنر انقلاب مانند نام و خاستگاه هر انقلاب تعریفپذیر است به شرط آنکه شاخصههای آن در جریان هنر شکل بگیرد. هر مکتب هنری بازتاب انقلاب زمانه خود بوده و یا به ایجاد انقلاب زمانه خود انجامیده است. همچون هنر رمانتیسم و مارکسیست.
در ارتباط با هنر انقلاب اسلامی ایران باید بگویم خاستگاه انقلاب اسلامی جدا از تغییر نظام سیاسی و حکومتی که نظام شاهنشاهی را به جمهوری اسلامی تغییر داده، یا به تعبیری نظام حاکمیت تصمیم شاه بر مردم را به تصمیم مردم بر مردم تغییر داده، در نگاه فرهنگی نیز تغییری ایجاد نموده و آن تسلط تفکر مردم نهاد و ظلمستیز است. آن هم ذیل اندیشههای اسلامی. بنابراین اگر این تحول در گفتمان جامعه بعد از انقلاب 57 شکل گرفته باشد، قطعا بازتاب هنری تحت تاثیر آن خواهد بود. البته شکلگیری و تشخص این هنر به زمان و کار نظریه پردازنه نیاز دارد و باید محققان با تبین جزئیات و نقاط عطفش به معرفی و ثبیت آن بپردازند.
جایگاه هنر انقلاب را در بین هنرمندان و جامعه مخاطب چطور ارزیابی میکنید؟
ما الان در بطن شرایط انقلاب قرار داریم و هر چند چهار دهه از انقلاب میگذرد اما هنوز به صورت علمی شاخصهای این هنر را مورد مداقه قرار ندادهایم. قطعا سینما و تئاترِ ما نسبت به پیش از انقلاب تفاوت کرده قطعا انقلاب روی هنرهای تجسمی و ادبیات ما تاثیر گذاشته همین ادبیات پایداری یا اشعار مذهبی یا حماسی یا جریان موسیقی کلاسیک، پاپ سنتی شاهد مثال ما هستند.
اما این مهم هنوز به صورت خاص مورد توجه قرار نگرفته است. وقتی ما به ظاهرِ خودمان فکر میکنیم، میان دو سال قبل و حال خود تفاوت زیادی را احساس نمیکنیم. اما اگر با دو عکس قدیم و جدید خود، این دو سال را مقایسه کنیم، در موی سر یا چین و چروک صورت تغییراتی را مشاهده خواهیم کرد. این، تغییرات دیروز و امروز ماست. هنر انقلاب هم باید با چنین دقتی توسط محققین بررسی شود.
نکته مهمتر این است که اگر در سالهای ابتدایی انقلاب و جنگ، گفتمان انقلاب در میان مردم زیاد بود و ما تاثیر مستقیم و عیانتری در هنرمند و مخاطب شاهد بودیم، اما در سالهای کنونی این تاثیر در لایههای عمیقتر و نه با آن عیانی قبل در حال ادامه است.
یکی ازآفتهای هنر انقلاب که با اخلاق و ارزشهای انسانی، اسلامی و ایرانی شناخته میشود، شعارزدگی و مستقیمگویی است، شما راه برون رفت از این چالش را چه میدانید؟
برای پاسخ به سوال شما باید این را ذکر کنم که اولا هنر بیانی زیبایی شناسانه است که با صور خیال در میآمیزد. هنر، بیان نیمکره راست مغز است که در قالب صور خیال تجلی مییابد. بیانِ مستقیمِ مفهوم، بیان نیمکره چپ مغز است و تجلی مفهومی و عقلانی دارد. برای تاثیرگذاری باید به زبان هنر دست یافت. انتقال مفهوم با تبدیل و ترجمهی اندیشه و شناختِ با زبان هنر به خوبی محقق می شود. برای این تبدیل و ترجمه باید هم اندیشه درست باشد، و هم روشهای خلق هنری. متاسفانه گاه شاهد آن هستیم که هنرمند با سفارشی روبرو میشود که یا قرابتی با آن ندارد و یا زمینه هنری را نمیشناسد و اینجاست که به انتقال مستقیم و شعاریِ سفارش میپردازد و البته در مواردی هم ضد آن تاثیر میگذارد.
در مباحث خلاقیت اینگونه مطرح میشود که خلاقیت از تفکر واگرا و انگیزه درونی حاصل میشود. برای برونرفت از مشکل شعارزدگی یا میبایست موضوع دغدغه ذهنی شخص هنرمند باشد و یا اگر سفارشی را پذیرفته آن دغدغه را در خودش ایجاد نماید و البته اگر متخصص حرفهای باشد میتواند با شناخت دقیقی که از فرم دارد، موضوع را در قالب فرم هنریِ تاثیرگذار منتقل نماید.
انقلاب اسلامی ما یک انقلاب مردمی و بومی بود و همه اقشار جامعه در آن شرکت داشتهاند. بدیهیست اگر بخواهیم بازتابی کامل و صحیحی از انقلاب و ارزشهای آن در قالب هنر داشته باشیم لازم است به همه اقوام، طوایف و فرهنگهای ایرانی بپردازیم. به نظر شما در این زمینه هنر انقلاب چقدر موفق بوده است؟ و آیا نگاهی بومی در این زمینه دیده میشود؟
اگر بخواهم بدون تعارف پاسخ دهم باید بگویم این مهم به درستی شکل نگرفته. ما در برنامهریزیها یا پرداختن به دغدغه ها مردمی کلیات را مد نظر قرار میدهیم اما باید بدانیم که قومیتها وز بانهای مختلف رنگ و لعابهایی هستند که کلیت را تشکیل میدهند. باید به تعبیری جهانی فکر کرد و محلی عمل نمود تا محلی دیده شوی و جهانی تاثیر بگذاری. امروز خوزستانی بودن بخشی از فرهنگ انقلاب ما را پوشش میدهد مقاومت کردهای کردستان یا کرمانشاه بخشی از شخصیت هنر انقلابی است و ما باید به این مقوله بهای بیشتری بدهیم.
با توجه به اینکه انقلاب اسلامی بر اساس عدالت اجتماعی، برقراری صلح و اجرای درست اسلام ناب محمدی صورت گرفت. چه میزان این نیاز سنجی دیده میشود که هنر این مضامین را در جامعه فعلی با توجه به مقتضیات روز در سبک زندگی مردمی جاری و ساری کند؟
ارزشهای انسانی، اخلاق، ادیان، و زمینههای اجتماعی همه و همه در خدمت تعالی انسان هستند و دین مبین اسلام و ارزشهای انقلاب اسلامی نیز در این راستا شکل گرفتهاند.
هنر هم در همه تاریخ از بدویترین شکل تا یونان، مصر و ایران باستان به دنبال انتقال همین مفاهیم است. هر گاه که هنر به این جایگاه و تاثیرگذاری دست یافته ما تاثیر آن را در جامعه مشاهده کردهایم. اما اینکه چقدر به این مهم دست یافتهایم جای تحقیق و ارزیابی و تامل دارد.
چه آیندهای را برای هنر انقلاب متصور هستید و آیا چشم اندازی برای آن دارید؟
هنر انقلاب با فرازو فرودهایی رو به سوی آینده دارد و مسیر خود را نیز میپیماید. اما آنچه در این مسیر ایجاد خلل میکند آن است که در این مسیر آگاهانه و هدفمند عمل نمیشود. اگر با برنامه و با استراتژی مشخص رو به سوی اهداف داشت در این صورت قطعا چشمانداز بهتری را میتوانستیم متصور شویم.
فکر میکنید هنر انقلاب به عنوان یک رسانه تا چه میزان توانسته ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی را به دیگر کشورها منتقل کند؟
به نظر من همانگونه که هنر اسلامی توانسته جایگاه مهمی در هنر جهان برای خود ایجاد کند قطعا هنر انقلاب، نگاه روحانی به هنر، رویکرد درونگرایی و ایثارگرانه، موقعیتهای انقلابیگری و مجاهدانه هم این تاثیر را بر فرهنگهای دیگر گذاشته است. امروز سینمای جهان به سینمای انقلاب توجه دارد. اما به نظر این حقیر نمیتوانیم آنچنان موفق بدانیم چون هنوز برای خودمان این مهم مشخص نشدهاست. انقلاب اسلامی ظرفیتهای زیادی را در زمینه تاریخی، اندیشه، و تکنیک ایجاد نمودهاست.
میتوانید مصداق و یا مصادیقی از هنرمندان شاخص انقلاب و یا آثار شاخصی در این زمینه نام ببرید؟
قطعا انقلاب اسلامی نسل جدیدی از هنرمندان با شیوههای مختلف هنری را به جامعه ایران معرفی نموده است. در سینمای ایران نام هایی مانند مجیدی با آواز گنجشکها، فرهادی، حاتمیکیا با آژانس شیشهای؛ سلحشور با مردان آنجلس و یوسف پیامبر، میرباقری با امام علی و خیلی از بزرگان که در این ذهن و مجال نمیگنجد، و یا در هنرهای تجسمی بزرگانی چون خسروجردی، چلیپا و پلنگی در ادبیات سبزواری، امینپور و بسیاری از بزرگان دیگر که تاریخ هنر انقلاب را با تلاش بسیار خود رقم زدند.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: qom.hozehonari.ir