
نمایشنامه زنگ خاطرات نرگس
این کتاب شامل دو نمایشنامه با نامهای «زنگ خاطرات نرگس »و «بهار» با موضوع دفاع مقدس است
|
ا شخا ص
نرگس طاهره داییجواد قاصد مسافر پدر
|
||
|
زنگ ا ول / پرنده ـ حوالی ظهر، حیاط یک خانهی قدیمی
/یک پنجدری کوچک در روبرو و ایوانی که با چند پله به حیاط متصل میشود. دختربچهای پنجـ ششساله (نرگس) روی ایوان نشسته و نقاشی میکشد. گاهگاهی هم به تصویر قاب شده پدرش (احمد) که به دیوار ایوان آویزان است مینگرد. به نظر میرسد نرگس در حال کشیدن نقاشی پدر است. تصویر پدر در قاب به نرگس لبخند میزند. احمد، در موقعیتی خیالی ظاهر میشود و آرام و آهسته سمت نرگس میرود و به نقاشی او نگاه میکند. نرگس، انگار که متوجه حضور کسی شدهباشد، اطراف را مینگرد. اما پدر را نمیبیند. بنابراین به کار نقاشی ادامه میدهد. احمد آرام سمت ایوان رفته و جایی در نزدیکی قاب مینشیند. نرگس سربلند میکند تا نگاهی به قاب بیاندازد. چشم او در نگاه پدر گره میخورد. لحظاتی محو و مات به احمد خیره میشود. پدر به او لبخند میزند. لبهای نرگس هم به خنده باز میشود./ |
|
|
نرگس |
سلام! /احمد چشمهایش را روی هم میگذارد و باز میکند. یعنی سلام./ |
|
|
نرگس |
مگه نمیگن جواب سلام واجبه؟ /احمد با چشمهایش حرف او را تأیید میکند./ |
|
|
نرگس |
پس چرا شما جوابم رو نمیدین؟ /احمد، دلخور، سر به زیر میاندازد./ |
|
|
نرگس |
خیلی دوست دارم صدات رو بشنوم بابا. اما تو هر بار، فقط با نگات باهام حرف میزنی! /یکباره صدای شلیک گلولهای از دور دست شنیده میشود. احمد، نگران سمت صدا سر میگرداند. نرگس هم جهت صدا رانگاه میکند. صدای گلولهای دیگر به گوش میرسد. احمد یکباره از درد به خود میپیچد. نرگس، نگران او را نگاه میکند./ |
|
|
نرگس |
چی شد بابا؟ /احمد در حالی که درد میکشد، به سختی بروی نرگس لبخند میزند./ /صدای مادر (طاهره) از داخل اتاق شنیده میشود./ |
|
|
طاهره |
نرگس؟ مادر، صدای چی بود؟ /نرگس، نگاهی به پدر انداخته و بعد سمت صدا سر میگرداند./ |
|
|
|
این نمایشنامه ادامه دارد |
|
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: qom.hozehonari.ir